تبلیغات
عشق یعنی رهبرم سید علی
درباره ما

برای تعجیل در فرج آقامون حضرت صاحب العصر(عج)
و سلامتی مولامون حضرت آیت الله امام خامنه ای(حفظه الله) صلوات بفرستید.
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
کاربردی
ابر برچسب ها
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
عملکرد صدا و سیما را در زمینه ترویج حجاب چطور ارزیابی میکنید؟





آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
پست ثابت
دوشنبه 27 تیر 1390 | سید احمد



عشق یعنی رهبرم سید علی






http://s3.picofile.com/file/7424718816/69.gif





برچسب ها :
عشق یعنی رهبرم سید علی ,  حضرت آقا ,  امام خامنه ای ,  امام ,  شهادت ,  عشق ,  رهبر , 

موضوع :
پست ثابت , 
اهمیت سفر در اسلام
جمعه 25 مرداد 1392 | حاج حسن
سفر جسم،سفر روح


 آن اثرى كه سفر روى روح انسان مى گذارد، آن پختگى اى كه مسافرت و هجرت از وطن در روح انسان ایجاد مى كند، هیچ عامل دیگرى ایجاد نمى كند حتى كتاب خواندن ، اگر انسان...
در ادامه ی مطلب بخوانید...

سفر در اسلام



برچسب ها :
سفر در اسلام ,  هجرت ,  آزادی ,  سفر های تابستانی ,  سفر در عید , 

موضوع :
مطالب مذهبی ,  جنگ نرم , 
از منتظر تا منتظر
پنجشنبه 24 مرداد 1392 | حاج حسن
انتظار ظهور یعنى چه ؟
افضل الاعمال انتظار الفرج ( 132 ) یعنى چه ؟ بعضى خیال مى كنند اینكه افضل اعمال انتظار فرج است ، به این
معناست كه انتظار داشته باشیم امام زمان (عجل الله تعالى فرجه ) با عده اى كه خواص اصحابش هستند یعنى سیصد و سیزده نفر و
عده اى غیر خواص ظهور كنند، بعد دشمنان اسلام را از روى زمین بردارند، امنیت و رفاه و آزادى كامل را برقرار كنند، آن وقت به ما بگویند
بفرمایید! ما انتظار چنین فرجى را داریم و مى گوییم افضل اعمال هم انتظار فرج است ! (یعنى بگیر و ببند، بده به دست من پهلوان !) نه ،
انتظار فرج داشتن یعنى انتظار در ركاب امام بودن و جنگیدن و احیانا شهید شدن ، یعنى آرزوى واقعى و حقیقى مجاهد بودن در راه حق ، نه
آرزوى اینكه تو برو كارها را انجام بده ، بعد كه همه كارها انجام شد و نوبت استفاده و بهره گیرى شد آن وقت من مى آیم ! مانند قوم
موسى كه اصحاب پیغمبر گفتند: یا رسول الله ! ما مانند قوم موسى نیستیم . وقتى به نزدیك فلسطین كه عمالقه در آنجا بود رسیدند و
دیدند یك عده مردان جنگى در آنجا هستند، گفتند: موسى ! فاذهب انت و ربك فقاتلا انا هیهنا قاعدون ( 133 ) ما اینجا نشسته ایم ، تو و خدا
بروید بجنگید، آنجا را تصفیه و از دشمن خالى كنید، خانه را آب و جارو بزنید؛ وقتى براى ما خبر آوردید كه هیچ خطرى نیست ، فقط باید
برویم راحت بنشینیم و از نعمتها استفاده كنیم
! ما به آنجا مى آییم ! موسى گفت : پس شما چى ؟ شما هم وظیفه دارید كه دشمن را
كه خانه شما را اشغال كرده است ، از خانه تان بیرون كنید، اصحاب پیغمبر (مانند مقداد)گفتند: یا رسول الله ! ما آن حرف را نمى زنیم كه
بین اسرائیل گفتند. ما مى گوییم : یا رسول الله ! شما اگر فرمان بدهید كه خودتان را به دریا بریزید به دریا مى ریزیم ، به آتش بزنید به
آتش مى زنیم .
انتظار فرج داشتن یعنى واقعا در نیت ما این باشد كه در ركاب امام زمان و در خدمت ایشان دنیا را اصلاح كنیم . در زیارت اباعبدالله علیه السلام مى گوییم : یا لیتنا كنا معك فنفوز فوزا عظیما (كه براى ما یك ورد شده و به معناى آن هم توجه نمى كنیم ) یا اباعبدالله ! اى كاش
ما با تو بودیم و رستگارى عظیم پیدا مى كردیم . معنایش این است كه اى كاش ما در خدمت ، بودیم و شهید مى شدیم و از راه شهادت ،
رستگارى عظیم پیدا مى كردیم . آیا این دعاى ما از روى حقیقت است ؟ افرادى هستند كه از روى حقیقت ادعا مى كنند ولى اكثر ما كه
در زیارتنامه مى خوانیم . لقلقه زبان است ...
برگرفته از کتاب آزادی معنوی شهید مطهری

او خواهد آمد...



برچسب ها :
انتظار فرج ,  امام زمان , 

موضوع :
ظهور و مهدویت ,  مطالب مذهبی ,  جنگ نرم , 
وصیت آخر
سه شنبه 15 مرداد 1392 | حاج حسن
پس از وفات امام صادق علیه السلام ابوبصیر آمد به ام حمیده تسلیتى عرض كند.ام حمیده گریست . ابوبصیر هم كه كور بود گریست . بعدام حمیده به ابوبصیر گفت : ابوبصیر! نبودى و لحظه آخر امام راندیدى ! جریان عجیبى رخ داد.

امام در یك حالى فرو رفت كه تقریبا حال غشوه اى بود. بعد چشمهایش را باز كرد و فرمود: تمام خویشان نزدیك مرا بگویید بیایند بالاى سر من حاضر شوند. ما امر اطاعت و همه را دعوت كردیم . وقتى همه جمع شدند، امام در همان حالات كه لحظات آخر عمرش را طى مى كرد یكمرتبه چشمش را باز كرد، رو كرد به جمعیت و

همین یك جمله را گفت :

ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلوة ( 101 )

هرگز شفاعت ما به مردمى كه نماز را  سبك بشمارند  نخواهد رسید.

این را گفت و جان به جان آفرین تسلیم كرد.

امام نفرمود كه شفاعت ما به مردمى كه نماز نمى خوانند نمى رسد؛ آن كه تكلیفش خیلى روشن است ، بلكه فرمود به كسانى كه نماز را سبك مى شمارند یعنی...



برای خواندن کل مطلب بر روی گزینه ی ادامه مطلب کلیک کنید




موضوع :
مطالب مذهبی ,  جنگ نرم , 
پرچم بالاست
شنبه 12 مرداد 1392 | سید احمد


ایــــن پرچــــــــم ِ حسیــــــــن ِ علیــــ ه الســـــلام،

بالاســــــــت تا قیـــــــــامــــــــــــت 

... 

چهـــــــارمیـــــــن اجتمـــــــــاع مدافعــــــــــان حـــــــــرم

سپــــاهیــــــان بی بی 

تا آخـــــــریــــن نفــس هستیـــــــــــــم 

... 

کلنــــــــا عبـــــاســــــــک یـــا زینـــــــــــــب سلام الله علیها







موضوع :
عکس ,  مطالب مذهبی , 


چهارمین اجتماع «مدافعان حرم» برگزار می‌شود 


 

زمان: غروب روز سه شنبه  هشتم مرداد   سال   جاری ،


  ساعت   شش  بعد از ظهر  


مکان:  میدان امام حسین علیه السلام

 






موضوع :
مطالب مذهبی ,  اخبار , 


قـــــــــدر زیبـــا...

 

بهش گفت پول برای طــــــلا، فعـــــــلا ندارم؛ 


عـــــــوضش

 

قــــــــول میدم هر سال بیارمت طلائیـــ ه !...






موضوع :
مطالب مذهبی ,  شهدا , 
ارباب، دریاب
پنجشنبه 3 مرداد 1392 | سید احمد




برجلد دفتر  شعرم نوشته ام:



نابرده رنج ،   گنج به من داده است حسین










برچسب ها :
حسین ,  امام ,  امام حسین (ع) ,  عشق یعنی رهبرم سید علی ,  سید ,  گنج ,  حرم , 

موضوع :
مطالب مذهبی ,  شعر , 
قبول خرداد
جمعه 24 خرداد 1392 | حاج حسن


قبول خرداد



موضوع :
جمهوری اسلامی ایران , 



خبری که شهید را ده سال پیر کرد!



حاج رحیم احمدی روشن پدر شهید مصطفی احمدی روشن در گفت‌وگو با رجانیوز در واكنش به سخنان  حسن روحانی در گفت‌وگوی ویژه خبری شبكه دو گفت: یادم هست كه مصطفی بر اثر تعلیق غنی سازی كه در زمان این آقایان اتفاق افتاد مانند یك گل پژمرده شده بود، وقتی از او جریان را پرسیدم گفت كه بابا در سایت‌های هسته‌ای را بسته و مهر و موم كردند، تلویزیون‌های مدار بسته تعبیه كردند و ما جرات نمی‌كنیم از جلوی سایت‌های هسته‌ای رد شویم.

تعطیل كردن غنی سازی مصطفی را 10 سال پیر كرد

وی با بیان اینكه روشن است كه این از بی‌تدبیری آقایان بود، ادامه داد: مصطفی در آن زمان جزو نیروهای غنی كننده اورانیوم بود، وقتی كه آقایان قبول كردند كه سایت‌های هسته‌ای بسته شود و غنی سازی تعطیل شود، این بچه گویا 10 سال پیر شد و آثار یاس و ناامیدی در چهره‌اش نمایان بود و می‌خواست از آنجا بیرون بیاید كه به زور و سفارش من ماند. از او می‌پرسیدم كه چرا با خودت این كار را می‌كنی كه می‌گفت كه ما صبح تا شب می‌رویم آنجا اما بیكاریم! هیچ كاری نمی‌توانیم بكنیم.

پدر شهید احمدی روشن این موضوع را تلخ ترین خاطره‌ خود از مصطفی عنوان كرد و افزود: وقتی غنی سازی اورانیوم شروع شد، گویا اینها بال و پر در آوردند و شهید مصطفی و چند تن از دوستانش شبانه روز برای این مردم كار كردند و خودم شاهد بودیم و این بچه‌ها قسم خوردند 10 شبانه روز پشت دستگاه‌های سانتریفیوژ بدون اینكه بخوابند كار می‌كردند و بعضی مواقع پشت دستگاه خواب‌شان می‌برد و می‌افتادند.

وی اظهار داشت: این شبانه روز فعالیت ادامه داشت تا به لطف خداوند آن غنی سازی 5/3 درصد و در ادامه 20 درصد محقق شد.

كدام یك از شهدای هسته‌ای در زمان شما به شهادت رسیدند؟!

پدر شهید احمدی روشن در واكنش به اظهارات حسن روحانی كه گفته بود ما شهدای هسته‌ای در این راه دادیم، گفت: شما كجا شهید دادید؟! كدام شهدای هسته‌ای در زمان شما به شهادت رسیدند؟! اینها اصلا لیاقت این را نداشتند كه شهید بدهند.

وی با بیان اینكه آقایان برای اهداف انتخاباتی از شهدا سوء استفاده می‌كنند، اظهار داشت: بزرگ‌ آنها - كه من نمی‌خواهم از او اسمی ببرم - خانواده شهدای هسته‌ای را دعوت كرد و به نوعی می‌خواست وانمود كند كه طرفدار شهدای هسته‌ای است، آن موقع ما تو دهن آنها زدیم كه دیگر از این كارها نكنند و شهدای هسته‌ای را به نفع خود مصادره نكنند باز هم از رو نمی‌روند.

به گفته پدر شهید احمدی روشن به تعبیر رهبر معظم انقلاب در زمان دولت نهم و دهم بحث هسته‌ای راه افتاد و مردم طعم پیروزی خود و شكست و زبونی استكبار جهانی در این جبهه رو حس كردند.


موضوع :
جمهوری اسلامی ایران ,  شهدا , 
این گوی و این میدان!
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 | حاج حسن
حال شما باید با تحقیق و سنجیدن معیار ها، انتخاب کنید...

این گوی این میدان!

... میزان رای ملت است.


کاندیدا



موضوع :
جمهوری اسلامی ایران , 
ساقط از هستی!
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 | حاج حسن
  • نظر رهبر انقلاب درباره آنهایی كه صلاحیتشان احراز نشد

    «این را من اعلام میكنم، همه‌ى افراد بدانند؛ اینهائى كه رد صلاحیت میشوند، لزوماً آدمهاى بى‌صلاحیتى نیستند. اینجور خیال نشود كه حالا چون فلانی در انتخابات رد صلاحیت شد، پس دیگر بكلى از صلاحیت ساقط است؛ نه، طبق قانون، در انتخابات نمیتواند به عنوان نامزد شركت كند، اما ممكن است مقامى كه او را رد صلاحیت كرده، اشتباه كرده باشد. ممكن است براى این كار صلاحیت نداشته باشد، اما صلاحیتهاى فراوان دیگرى داشته باشد. اینجور نباشد كه اگر كسى رد صلاحیت شد، این معنایش این باشد كه او دیگر از هستى ساقط شد؛ نه، صلاحیتهاى گوناگون دیگرى وجود دارد.» ۹۰/۱۱/۱۴


    Ayatollah Khamenei



موضوع :
امام خامنه ای (حفظه الله) ,  جمهوری اسلامی ایران , 
ویژگی های برتر
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 | حاج حسن

 

رییس جمهور

 

راه




موضوع :
امام خامنه ای (حفظه الله) ,  جمهوری اسلامی ایران ,  جنگ نرم , 
راز شهادت
پنجشنبه 29 فروردین 1392 | حاج حسن
دست نوشته های یک شهید در دفتر شخصی

فرمانده گروهان نجف اشرف شهید علی بهزادی


شهید علی بهزادی
ما کجا و شما کجا...

شهید علی بهزادی





موضوع :
جمهوری اسلامی ایران ,  شهدا ,  عکس , 
سفر خورشید
پنجشنبه 29 فروردین 1392 | حاج حسن

- شنیده بودیم:

محمدرضا سرشار سال 89در سایت شخصی خود؛ خاطره‌ای از دیدار رضا میرکریمی- نویسنده و کارگردان سینما - با رهبر انقلاب را نقل کرده است:

" حدود دو سال پیش، در سفری به مشهد، با آقای رضا میرکریمی - نویسنده و کارگردان سینما - همراه شدیم. در راه، صحبت از ساده زیستی رهبر انقلاب - حضرت آیت‌الله خامنه‌ای - شد. آقای میرکریمی خاطره‌ای از رهبر معظم انقلاب تعریف کرد که بسیار جالب و روشنگر بود. به نظرم رسید بیان آن، برای دیگران نیز بتواند روشنگر برخی مطالب باشد.



آقای رضا میرکریمی می‌گفت(نقل به مضمون):

"هر وقت در جریان کار و زندگی زیاد به من فشار [روانی ] وارد می‌آید، در هر مرحله‌ای که باشم، همه چیز را رها می‌کنم و - گاهی از همان سر کار - تلفنی به خانه می‌زنم و یک راست به فرودگاه می‌روم. همان جا بلیطی تهیه می‌کنم و عازم مشهد می‌شوم. آنجا زیارتی[و درد دلی] با امام رضا (ع) می‌کنم و آرام می‌شوم، و برمی‌گردم.

یک بار - در یکی از همین سفرها - توی هواپیما نشسته بودم و در خودم بودم که دیدم در قسمت جلو هواپیما انگار وضعیت متفاوتی است. به این معنی که، کسانی را می‌دیدم که از جاهای مختلف هواپیما، یکی یکی به قسمت جلو می‌رفتند. آنجا کنار یکی از صندلی‌ها می‌نشستند. با شخصی که روی آن صندلی نشسته بود چیزهایی می‌گفتند و می‌شنیدند. بعد، خوشحال و راضی، برمی‌گشتند و سر جایشان می‌نشستند.

کنجکاو شدم بدانم قضیه چیست. از یکی از کسانی که از آنجا برمی‌گشت، موضوع را پرسیدم. گفت: کسی که آنجا نشسته، مقام معظم رهبری است.

هم بسیار تعجب کردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپیما رفتم و از فردی که معلوم بود محافظ است پرسیدم: می‌شود رفت، با آقا صحبت کرد؟

گفت: بله. قدری صبر کن تا کسی که پهلوی آقاست، صحبتش تمام شود.

از فرصت استفاده کردم و پرسیدم:  چرا آقا با پرواز عمومی به مشهد می‌روند؟!

گفت: آقا فقط سفرهای رسمی دولتی را با پرواز اختصاصی می‌روند. سفرهای شخصی [که عمدتا هم سفر زیارتی به مشهد است ] را مثل همه مردم، با پروازهای عمومی می‌روند.

پرسیدم: یعنی می‌روند برایشان بلیط هم می‌خرید؟!

گفت: بله. مثل همه مسافرهای معمولی، برایشان بلیط می‌خرند. بدون اطلاع یا تشریفات خاص، می‌آیند سوار هواپیما می‌شوند و راهی می شوند. تازه توی هواپیماست که خدمه پرواز و مسافران، متوجه حضور ایشان می‌شوند.

صبر کردم تا صحبت نفر قبلی تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفی کردم و .... "

با خود گفتم: از کسی که عمری را به سادگی و با حداقل امکانات مادی زیسته و اکنون رهبری انقلابی‌ترین نظام‌های سیاسی - و البته مذهبی - جهان را بر عهده دارد، جز این همه ملاحظه و دقت در استفاده از بیت‌المال و قائل شدن مرز و تفاوت بین کار شخصی و کار حکومتی نیز انتظار نمی‌رود. کاش دیگر مسئولان نظام، خاصه آنان که این لباس مقدس را - که در حقیقت لباس رسول اکرم (ص) است - بر تن دارند هم، لااقل نصف ایشان، در رعایت مسائل مالی و امکانات بیت‌المال، خدا را در نظر می‌گرفتند و تقوا می‌ورزیدند."


*   *   *


- و دیدیم: (به کوری چشم کتمان کنندگان)

مسافرانِ 28 اسفند ماه 1391 پرواز تهران-مشهد شاهد حضور ولی امر مسلمین جهان در هواپیما بودند. جمعیت که به یکباره از این اتفاق متعجب شده بودند، از محافظان خواستند که آقا را ببینند. آقا خودشان به تک تک صندلی ها سر زدند...


mashad


فیلم زیر بخشی از لحظه ورود رهبر معظم انقلاب و استقرار در قسمت جلوی هواپیما می باشد که توسط اقوام یکی از دوستان به دستم رسید. داغ داغ است...


[http://www.aparat.com/v/1xAbK]






موضوع :
امام خامنه ای (حفظه الله) , 
وا اُما ...
شنبه 24 فروردین 1392 | سید احمد

گفتن ندارد، کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد

نامرد مردم حق علی و فاطمه خوردن ندارد

مادر به خود گفت شاید کسی کاری به کار زن ندارد

منم از نبی ام، حتما کسی کاری به کار من ندارد

افتادن زن در پیش چشم دیگران دیدن ندارد

برخیز مادر، زینب پناهی غیر این دامن ندارد

وقتی حسینم در لحظه ی گودال پیراهن ندارد

http://www.behesht.info/Files/Image/2013/4/emam_07145742.jpg





برچسب ها :
فاطمیه ,  عزاداری ,  حاج محمود کریمی ,  حاج عبدالرضا هلالی ,  هیئت ,  مادر ,  حیدر , 


تعداد صفحات : 70

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |